خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سر زلف سیه هم دست و همدستان تراستجان و دل در بند داری هم دل و هم جان تراست
۲
جادوئی و سحر ساز و اژدهای سحر خواروز رخ دلدار دست موسی عمران تراست
۳
یک جهان دیوانه داری ای تو زنجیر جنونهر چه خواهی کن بمردم درد و هم درمان تراست
۴
نه زره سازی همین اعجاز داود است و بستو زره سازی زعنبر معجز و برهان تراست
صفحهٔ ۱ از ۴