شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نام جانرا نتوان برد که جانان اینجاستمنه آن زلف که سودای دل و جان اینجاست
۲
زاهد آمد زدر و دید بت حور سرشتگفت اینجا نه بهشتست که غلمان اینجاست
۳
هر طرف حور وشی جام زکوثر بر کفدر گمانم که مگر جنت رضوان اینجاست
۴
خضر خطت بلب لعل اشارت میکردتشنگان مژده که سرچشمه حیوان اینجاست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth