شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهای عشق که داند که در جهان چند استهمین بس است که بر عشق ماسوا بند است
۲
پی بهشت برد شیخ روز و شب زحمتمگر بهشت بدیدار دوست مانند است
۳
چگونه بگسلم از تو که تارهای وجودبتار زلف تواش بستگی و پیوند است
۴
تو آن بتی که بفرقان و آیه و برهانبروی و موی تو حق را عظیم سوگند است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth