شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر لیلی میان کاروان استکه مجنون در قفای ساربان است
۲
نه تنها من در این وادی اسیرمکه بس کشته در این ریگ روان است
۳
سلیمانی تو و باد است ناقهتو خورشیدی و محمل آسمان است
۴
چگویم آن عماری چیست و آن مهبود جسمی که جانش در میان است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth