خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زتن بریدن جان پیش عاشق آسانستزجان بریدن جانان هزار چندانست
۲
چه نور بود ندانم بنار ابراهیمکه آتشش همه باغ گلست و ریحانست
۳
اگر تو زهر فرستی بکام من حلواستنمک بسای بداغم که عین درمانست
۴
نظر زکوی تو کردن بسوی کعبه خطاستکه دل بغیر تو دادن خلاف ایمانست
صفحهٔ ۱ از ۳