خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کرا چشم هر نفس بکسی استنیست عاشق یقین که بوالهوسی است
۲
دل منه بر عروس ملک جهانکاو بپنهان بعهد چون تو بسی است
۳
جز بدامان دوست دست مزنتا تو را پا بجا و دست رسی است
۴
نفسی دامنش مده از دستدر جهانت اگر که هم نفسی است
صفحهٔ ۱ از ۳