خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۸۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لعل شکربار یار من نمکین استمن نستانم شکر اگر نمک این است
۲
سرو بباغ است و ماه در فلک اماسرو بکاخ من است و مه بزمین است
۳
کوه بلورین بمو زسحر شد آونگیا بمیان تو بسته کوه سرین است
۴
آئیه جم جمال و لعل تو ضحاکزلف تو ماران کش از یسار و یمین است
صفحهٔ ۱ از ۳