خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا کان لب شراب سلسبیل استمی خلد ار خورم خونم سبیل است
۲
رطب زان لعل شیرین چاشنی یافتاگر خرما به بستان بر نخیل است
۳
تو را ای ناخدا یا رب چه نام استکه آب بحرت از خون قتیل است
۴
گذار کاروان افتد به کویتمسافر را چه پروای رحیل است
صفحهٔ ۱ از ۴