خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیدردی ای دل من و گوئی طبیب نیستگر دردمند شکوه کند بس غریب نیست
۲
پندم مگو حکیم و نصیحت که نشنومجز عشق در دیار محبت ادیب نیست
۳
صاف از خم طبیعت چون می درآ دلاورنه تو را زدرد حقیقت نصیب نیست
۴
عنبر ززلف و گل زرخ و از عرق گلابدر مجلس حبیب تمنای طبیب نیست
صفحهٔ ۱ از ۳