خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آهسته ران خدا را جانها فدای جانتنه دست در رکیبند یاران مهربانت
۲
یکشهر از دهانت انگشت در دهانندحرفی بگو که دانند تا چیست دردهانت
۳
اغیار در قفا و آه منت عنان گیرشوق که شهسوارا تا می کشد عنانت
۴
خواههم نسیم باغ زین سود گر نیایدتاره برند اغیار زین بو ببوستانت
صفحهٔ ۱ از ۳