خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خوش آن عاشق بدنام که او نام نداشتکامجوی آنکه در این دیر سر کام نداشت
۲
شور بلبل بگلستان نبود پنداریاز گل این باد سحرگاهی پیغام نداشت
۳
شاهد خاص ازل رفت سوی پرده غیبزانکه بالجمله سر گفتگوی عام نداشت
۴
عاشق سوخته را خواندم دیوان غزلجز تمنای وصالت سخن خام نداشت
صفحهٔ ۱ از ۳