خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تن بیمحبت و لاف ز جان آدمیتکه به داغ عشق بسته است نشان آدمیت
۲
شرفست آدمی را به ملک ز عشق ورنهچه میانه ملک بود و میان آدمیت
۳
حیوان و مردمان را چه تمیز عشق نه جانکه دواب راست جانی و نه جان آدمیت
۴
چو حدیث عشق عاشق نه به گوش سر نیوشدسخنی بگوی واعظ به زبان آدمیت
صفحهٔ ۱ از ۳