خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر تو اقامت کنی به آن قد و قامتروز قیامت عیان کنی ز کرامت
۲
چون روم از کوی تو به پند و نصیحتمن که وطن کردهام به کوی ملامت
۳
دامن وصلت ز دست بیهده دادیمبر سر خود بیختیم خاک ندامت
۴
قدر بهشت وصال هرکه ندانستسوخت زنار فراق تو به غرامت
صفحهٔ ۱ از ۳