شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شهریست حسن و زلف و رخت صبح و شام اوستعشقت شهست و سکه دولت بنام اوست
۲
از بعد حشر گر بخرامد برستخیزشور قیامت دگر اندر قیام اوست
۳
سودائیان علاج بعناب کرده اندسودای ما زشکر عناب فام اوست
۴
تا وحی آورد برسولان زاوج عرشجبریل منتظر بوصول پیام اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth