خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ماه و خور از آینه داران جمالتطوبی خجل از جلوه نو خیز نهالت
۲
حقا که فراموش کند چشمه حیوانگر خضر چشد جرعه ای از جام زلالت
۳
نه حوری و غلمان تو کدامی که ندیدمحورا بجمال تو و غلمان بخصالت
۴
شیرین تر از آنی که بگویند حدیثتزیبا تر از آنی که نگارند مثالت
صفحهٔ ۱ از ۴