خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دانی چه تمیز است میان تن و جانتتو جان جهانی و بود جسم جهانت
۲
با تلخی جان باختنم کام نه تلخ استنامم ببری گر دم رفتن بزبانت
۳
ظلمات خم زلف سیه من چو سکندرخضر است خطت چشمه خضر آب دهانت
۴
با مهر منیر تو کجا ماه بتابدکی سرو چمد با قد چون سرو روانت
صفحهٔ ۱ از ۳