خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرو و گل گوئی از چمن برخاستسرو گل رو از انجمن برخاست
۲
نه بسوای گل ببوی تو بودشور بلبل که از چمن برخاست
۳
رفت و بنشست با رقیب ببزمراست خواهی بقتل من برخاست
۴
نیست کس را ببزم جای نشستتا که آن سرو سیم تن برخاست
صفحهٔ ۱ از ۴