شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۲۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سودای پریشانم یک عمر پریشان داشتغافل که ززلف تو سودا زده سامان داشت
۲
با مار سر زلفت عمریست که میسازمگر صبر بسی ایوب در محنت کرمان داشت
۳
ترجیح کجا دارد بر لعل تو آب خضرانسان زچه چشم خویش بر چشمه حیوان داشت
۴
این بی بصیران هر روز ببینند برخساریکی جز رخ تو دیده آن دیده که انسان داشت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth