خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتشین روی تو را زلف نگویم دود استبلکه آن شعله طور است که مشک آلود است
۲
خط بر آن آتش رخساره نه دود عود استیا ریاحین خلیل و شرر نمرود است
۳
عیب مستان چکنی زاهد پیمانه شکنعهد ما با می و مطرب زازل معهود است
۴
خویشتن بین نیم ای شیخ نکن سرزنشمعکس ساقیست که در جام و قدح مشهوداست
صفحهٔ ۱ از ۳