خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در گوش به جز عشق توام زمزمهای نیستدر سر به جز از شور توام همهمهای نیست
۲
در دیر و حرم مطرب و مؤذن همه در ذکرجز یاد تو هرجا شنوم زمزمهای نیست
۳
از صدر ازل هرچه بگفتند و بگوینداز دفتر حسن تو به جز شر زمهای نیست
۴
از سلمی و شیرین و زلیلا و ز عذرامقصود یکی بوده و باشد، همهای نیست
صفحهٔ ۱ از ۳