خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو آن شهی که ز افلاکیان ستانی باجز خاک درگه تو روح قدس سازد تاج
۲
قمر رکابی و کیوان جناب و میزیبدکه هندوان تو گیرند زآفتاب خراج
۳
گر آفتاب جمالت نمیشدی طالعهنوز صبح ازل بد نهان بظلمت داج
۴
کمینه پایه تخت جلال تو کرسیستاگر سریر سلیمان بدی زتخته عاج
صفحهٔ ۱ از ۳