شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت آنست که بیرون فکنی رخت از کاختنگ شد خانه ببر رخت سوی باغ فراخ
۲
سزد ار یار گل اندام بگلزار چمدسرو بالای سهی قد بنشین گو در کاخ
۳
تا بکی صورت گل نقش کنی بر دیواربود اکنون که بچینی گل سوری از شاخ
۴
گو نواسنج شود بلبل شیدا در باغزاغ تا چند نشنید بگلستان گستاخ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth