شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر چو شمع ز تو آتشم به سینه نبودز چیست هر شبم از دل به سر برآید دود
۲
کسی که شوق طواف حرم به سر داردعجب مدار به سر گر که بادیه پیمود
۳
ز عشق منت بی‌حد بود به گردن منکه کرد بندم و از بند عالمم بربود
۴
مرا از آن چه که اندام تست نقره خامدرون سینه دلت آهنی است سیم‌اندود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth