شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در همه عمر ار شبی وصل میسر شودحیف ندارم گرم عمر بر این سر شود
۲
هر که چو منصور رفت بر سر سودای حقبر سر دارش چه باک گر زستم سر شود
۳
آتش سینا بخواست کشته قبطی بسوختتا ارنی گو کلیم باز کجا بر شود
۴
بوالعجب ای نور عشق تا تو کدام اختریکز تو مه و مهر را چهره منور شود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth