شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که او را چشمه حیوان زکنج لب بجوشدلاجرم خضر خط او دیبه خضرا بپوشد
۲
گر بشیرت بوی پیراهن سوی یعقوب آردیوسف و مصر و رلیخا را بآن بو میفروشد
۳
شمع گو چندان مپوشان چهره در فانوس از کینتا بود پروانه را پر در وفا داری بکوشد
۴
برنشین ای آه در دل برنشان این آب چشمسوخته دودی ندارد پخته بر آتش نجوشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth