خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا زان می کهنه که مه نو سرزدرفت غم پیک طرب حلقه زنو بر در زد
۲
سفری شد صفر و ماه ربیع آمد بازشد زره خار غم و نوگل شادی سرزد
۳
بسته بد خون دو ماهه بگلوی میناساقی از ماه نو امروز بر او نشتر زد
۴
گردش جام طلب گردش گردون فانیستغلط است اینکه کسی تکیه به هفت اختر زد
صفحهٔ ۱ از ۵