خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماراست دوست یک دو جهان جمله دشمنندیک سینه پیش نه همه گر تیر میزنند
۲
ای سرو سرفراز که در باغ دلبریآزاد خلق و دست تعلق بدامنند
۳
بگذر بسومنات تو بت روی سیم تنتا نقش بت زبتکده کفار برکنند
۴
مرهم از آن دو لب مطلب دغدار عشقکاینان بزخم خلق نمک میپراکنند
صفحهٔ ۱ از ۲