خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمعی چو تو میباید تا بزم بیارایدشاید نبود گر شمع بی دوست نمیشاید
۲
جز ماه رخت کآورد خال سیه هندوهرگز نشنیدم ماه هندو بچهای زاید
۳
آئینه به کف دارد نه بهر خود آرائیستخواهد دل خود از کف بی شایبه برباید
۴
گر خواند و گر راند ور خود کُشد و بخشدسر بر خط فرمانم تا حکم چه فرماید
صفحهٔ ۱ از ۳