شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بجز از لب تو پسته بجهان شکر نریزدبجز از قد تو از سرو عبیر تر نریزد
۲
نه همین بلعل شیرین خط سبز برفشاندبه شکر لب تو طوطی نبود که پر نریزد
۳
سر خود نهاده آشفته براه زلفت آریچو بصولجان رسد گوی چگونه سر نریزد
۴
زحدیث درد هجران بنویسم ار حدیثینبود شبی که کلکم بورق شرر نریزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth