شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو یاد زلف توام در ضمیر می‌آیدز گفته‌ام همه بوی عبیر می‌آید
۲
تو آهوی ختنی یارب این چه افسونستکه شیر بیشه به دامت اسیر می‌آید
۳
به سنگ خاره کند رخنه ناوک مژه‌اتچو سوزنی که برون از حریر می‌آید
۴
میان خیل بتان شهسوار کَج‌کُلَهَمچو در میانه لشکر امیر می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth