خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا رود جان از تن ما میرودداند این معنی به عمدا میرود
۲
دل نگیرد بعد از این اینجا قراردلبرش هرجا هست آنجا میرود
۳
خار دیبا ترسمش بر پا رودگر که خود بر فرش دیبا میرود
۴
فوج غمزه جابهجا داده قرارترک یغمایی به یغما میرود
صفحهٔ ۱ از ۳