خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببر تو رخت ببستان که نوبهار آمدشکست شوکت دی شاخ گل ببار آمد
۲
شکفت لاله زخاک و گرفت جام شرابچو دید نرگس بیمار با خمار آمد
۳
در آب میکده یا رب بگو چه اکسیر استکه هر که خورد مس او زر عیار آمد
۴
نو از عشق در این پرده مختلف برخاستنوا بگوش گر از چنگ و عود و تار آمد
صفحهٔ ۱ از ۴