خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کشتن عاشق اگر عِقاب نداردلیک به این قدر هم ثواب ندارد
۲
هست حسابی به کار و روز جزاییکار نگویی که تو حساب ندارد
۳
خوی به رخ تست یا گلاب چکیده استگرچه گل آتشین گلاب ندارد
۴
چهره و زلفت مگر که ماه و سحاب استلیک مه این عنبرینسحاب ندارد
صفحهٔ ۱ از ۳