شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد رمضان و در میخانه ببستندپیمانه چو پیمان نکویان بشکستند
۲
بی پرده سوی کعبه بتم جلوه‌گر آمدسکان حرم شاید اگر بت بپرستند
۳
درد دل خسته به که گوئیم خدا راکاین نوش‌دهانان دل عشاق بخستند
۴
شیخت به کمین است بکش پرده که دائملبهات می‌آلوده و چشمان تو مستند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth