خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان را باغ لالستان بود از داغ و دردعاقلان در طرف بستان درهوای باغ و ورد
۲
جنت فردوس را از آه دوزخ میکنمآتش دوزخ کنم چون زمهریر از اشک سرد
۳
از هوس بگذر هوا بگذار و عشق محض ورزدر جهان نفس لازم هست آری جهد مرد
۴
خرقه عجب و تکبر را بآب می بشویدفتر و طومار هستی را بمستی در نورد
صفحهٔ ۱ از ۳