خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزی که آن پری ز نظرها نهان شودشور جنون ز یکیک مردم عیان شود
۲
عاشق رخت ببیند و نقد روان دهدبیند بهشت خویش و روان زین جهان شود
۳
بیش از اجل عجول به مرگ عاشقست از آنکدر روز واپسین ز اجل کامران شود
۴
آن را که در بهشت بخوانند از درتبا آه و ناله از سر کویت روان شود
صفحهٔ ۱ از ۳