خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آزار اگر از یار است آزار نباشدهر یار که آزرده شود یار نباشد
۲
دین و دل و سرباختن اندر کف پائیاندک بود ای کار که بسیار نباشد
۳
سنجیده خرد بار همه کون و مکان راجز بار فراق تو بدل بار نباشد
۴
چون خواب بهر چشم گذشتم بشب هجریک دیده عاشق نه که بیدار نباشد
صفحهٔ ۱ از ۴