شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صحبتی از جان مگر در پیش جانان گفته‌اندنور پیدا را حدیث از نار پنهان گفته‌اند
۲
قصه دل‌های زار عاشقان با زلف توگرچه جمعی گفته‌اند اما پریشان گفته‌اند
۳
سر بلند است ار سرش بر دار یاسا می‌زندچون گدایی را شکایت پیش سلطان گفته‌اند
۴
تیره خاکی در بر اکسیر اعظم برده‌اندنام دیوی زشت را نزد سلیمان گفته‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth