خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا باده که ایام طرب میآیدشوق در دل ز پی لهو و لعب میآید
۲
زاده زهد و ریا نیست به جز ماتم غمنازم آن آب کزو بوی طرب میآید
۳
نوجوانان به کرشمه دل پیران ببرندعشق و پیری ز منت از چه عجب میآید
۴
سبب مستی ما پرتو ساقیست به جامتا نگویی اثر از آب عنب میآید
صفحهٔ ۱ از ۳