شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشم بدر خیمه لیلی گذر افتادمجنون صفتم شور جنونی بسر افتاد
۲
از نظره آن چشم چه پرسی که زسحرشبیحس شده عقل و دل و دین بیخبر افتاد
۳
تابنده بود پرتو لیلی زدر و دشتمجنون نه عبث بود اگر در بدر افتاد
۴
نه برق بود این که بگلزار گذر کردکز ناله بلبل بگلستان شرر افتاد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth