خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طایف کعبه گر شبی بر حرم تو بگذردفسخ کند عزیمت و سر بدر تو بسپرد
۲
وجد و سماع صوفیان نیست عجب زچنگ و نیعشق چو نغمه ساز شد کوه برقص آورد
۳
بی مه عارضت بتا عاشق دردمند توکوکب چند ریزد و چند ستاره بشمرد
۴
گر بمرور میبرد نقش حجر مطر ولینقش تو را زلوح دل ریزش اشک نسترد
صفحهٔ ۱ از ۳