خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی امشب ز رخت نور دگر میتابدآفتابی تو و یا قرص قمر میتابد
۲
خود به طلعت مهی و ساغر می خورشید استزین دو نور است که بر بام و به در میتابد
۳
پرتو روی تو یا شعشعه جام شرابیا مگر آتش موسی ز شجر میتابد
۴
آفتاب ار تو کشی پرده بپوشاند روکرم شبتاب کجا پیش قمر میتابد
صفحهٔ ۱ از ۲