خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفت اصراری که در آزار مردم میکندرم ز زخم نیش او پیوسته کژدم میکند
۲
گر نهای ضحاک جادو ای لب شیرین چرامار زلفت رخنهها در مغز مردم میکند
۳
غنچه گر شب تنگدل باشد چو باد آرد پیامصبحدم از مژده وصلت تبسم میکند
۴
رحم در دور تو زان چشم سیه جستن خطاستکافر خونخواره کی بر کس ترحم میکند
صفحهٔ ۱ از ۴