خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تکوین خیر و شر نه زشمس و قمر بودعشقست و بس که صادر از او خیر و شر بود
۲
زآنزلف پر شکن بود و چشم فتنه خیزآشوب فتنه ای که بدور قمر بود
۳
عشقی که سوخت بیخ هوس خیر عاشقستور تابع هواست زشرش اثر بود
۴
گردد خبر زفکر دقیق مهندساندستی که با خیال تو شب در کمر بود
صفحهٔ ۱ از ۴