خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی زینش مژه گر جراحتی داردکجا جز آن لب پر نوش راحتی دارد
۲
ببوسد آن لب نوش و بنالد این دلریشبنالد از نمک آن کاو جراحتی دارد
۳
مگو که چون خم زلف تو شب بود تاریو یا که صبح چو رویت صباحتی دارد
۴
زکبر بگذری و ننگری بدرویشانمگر غریب نوازی قباحتی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳