خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۴۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقاش صنع کاین همه نقش و نگار کردنقش تو را زجمله نقوش اختیار کرد
۲
گردی زخاکپای تو برخاست از نخستایزد بنای نه فلک از آن غبار کرد
۳
هر کس بآستان تو ناکام جان سپرداو را چو خضر زآب بقا کامکار کرد
۴
حسن تو گنج خسروی و تا بود نهاناز بهر پاسبانی گیسو چو مار کرد
صفحهٔ ۱ از ۳