شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۴۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفته صبا پیرامنش کز خواب بیدارش کندوز گل کند پیراهنش ترسم که آزارش کند
۲
سوزد کلیم از طور اگر خاکش دم از ارنی زندکو چشم مستی کز نگه یک غمزه در کارش کند
۳
چشمت بگو تا ننگرد بر حال دل بهر خداترسم که آزار دلم ناگاه بیمارش کند
۴
یوسف فروش بی‌بصر نشناخته قدر پسراندر هوای مشت زر لابد به بازارش کند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth