خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۵۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسکه برخاست مرا از دل غمفرسا دودزآتشین روی تو برخاست نگارینا دود
۲
آینه رو صنما این دل سنگین بگذارآه از آندم که برآید زدل شیدا دود
۳
چند سودای سر زلف نکویان ایدلکه برآمد زدماغ من از این سودا دود
۴
دود عود است که از مجمره برخاسته استیا که از روی تو از زلف غبیرآسا دود
صفحهٔ ۱ از ۳