شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۵۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باد گل بوی سحر مژده زبستان آوردکه هزاران زطرب جمله بدستان آورد
۲
اقحوان زر کند و سیم شکوفه به نثارگوئیا مژده گل را به گلستان آورد
۳
از دهانت سخنی گفت صبا وقت سحرغنچه دست از سر غیرت بگریبان آورد
۴
چشم یعقوب شده باز همانا که بشیرخبر یوسف مصری سوی کنعان آورد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth