شعر را زندگی کن
→ اقبال لاهوریاقبال لاهوری
اقبال لاهوری

پیام مشرق

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۸۱ - ترا درد یکی در سینه پیچیدترا درد یکی در سینه پیچید←بخش ۸۲ - کرا جوئی چرا در پیچ و تابیکرا جوئی چرا در پیچ و تابی←بخش ۸۳ - تو ای کودک منش خود را ادب کنتو ای کودک منش خود را ادب کن←بخش ۸۴ - نه افغانیم و نی ترک و تتاریمنه افغانیم و نی ترک و تتاریم←بخش ۸۵ - نهان در سینهٔ ما عالمی هستنهان در سینهٔ ما عالمی هست←بخش ۸۶ - دل من ای دل من ایدل مندل من ای دل من ایدل من←بخش ۸۷ - چه گویم نکتهٔ زشت و نکو چیستچه گویم نکتهٔ زشت و نکو چیست←بخش ۸۸ - کسی کو درد پنهانی نداردکسی کو درد پنهانی ندارد←بخش ۸۹ - چه پرسی از کجایم چیستم من ؟چه پرسی از کجایم چیستم من؟←بخش ۹۰ - به چندین جلوه در زیر نقابیبه چندین جلوه در زیر نقابی←بخش ۹۱ - دل از منزل تهی کن پا بره داردل از منزل تهی کن پا بره دار←بخش ۹۲ - بیا ای عشق ای رمز دل مابیا ای عشق ای رمز دل ما←بخش ۹۳ - سخن درد و غم آرد ، درد و غم بهسخن درد و غم آرد ، درد و غم به←بخش ۹۴ - نه من بر مرکب ختلی سوارمنه من بر مرکب ختلی سوارم←بخش ۹۵ - کمال زندگی خواهی بیاموزکمال زندگی خواهی بیاموز←بخش ۹۶ - تو میگوئی که آدم خاکزاد استتو میگوئی که آدم خاکزاد است←بخش ۹۷ - دل بیباک را ضرغام رنگ استدل بیباک را ضرغام رنگ است←بخش ۹۸ - ندانم باده ام یا ساغرم منندانم باده ام یا ساغرم من←بخش ۹۹ - تو گوئی طایر ما زیر دام استتو گوئی طایر ما زیر دام است←بخش ۱۰۰ - چسان زاید تمنا در دل ماچسان زاید تمنا در دل ما←بخش ۱۰۱ - چو در جنت خرامیدم پس از مرگچو در جنت خرامیدم پس از مرگ←بخش ۱۰۲ - جهان ما که جز انگاره ئی نیستجهان ما که جز انگاره ئی نیست←بخش ۱۰۳ - چسان ای آفتاب آسمان گردچسان ای آفتاب آسمان گرد←بخش ۱۰۴ - تراش از تیشهٔ خود جادهٔ خویشتراش از تیشهٔ خود جادهٔ خویش←بخش ۱۰۵ - بمنزل رهرو دل در نسازدبمنزل رهرو دل در نسازد←بخش ۱۰۶ - بیا با شاهد فطرت نظر بازبیا با شاهد فطرت نظر باز←بخش ۱۰۷ - میان آب و گل خلوت گزیدممیان آب و گل خلوت گزیدم←بخش ۱۰۸ - ز آغاز خودی کس را خبر نیستز آغاز خودی کس را خبر نیست←بخش ۱۰۹ - دلا رمز حیات از غنچه دریابدلا رمز حیات از غنچه دریاب←بخش ۱۱۰ - فروغ او به بزم باغ و راغ استفروغ او به بزم باغ و راغ است←بخش ۱۱۱ - ز خاک نرگسستان غنچه ئی رستز خاک نرگسستان غنچه ئی رست←بخش ۱۱۲ - جهان کز خود ندارد دستگاهیجهان کز خود ندارد دستگاهی←بخش ۱۱۳ - دل من رازدان جسم و جان استدل من رازدان جسم و جان است←بخش ۱۱۴ - گل رعنا چو من در مشکلی هستگل رعنا چو من در مشکلی هست←بخش ۱۱۵ - مزاج لالهٔ خود رو شناسممزاج لالهٔ خود رو شناسم←بخش ۱۱۶ - جهان یک نغمه زار آرزوئیجهان یک نغمه زار آرزوئی←بخش ۱۱۷ - دل من بی قرار آرزوئیدل من بی قرار آرزوئی←بخش ۱۱۸ - دوام ما ز سوز ناتمام استدوام ما ز سوز ناتمام است←بخش ۱۱۹ - مرنج از برهمن ای واعظ شهرمرنج از برهمن ای واعظ شهر←بخش ۱۲۰ - حکیمان گرچه صد پیکر شکستندحکیمان گرچه صد پیکر شکستند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth